یا رب مدار که گدا معتبر شود
گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود
خوب اگه فکر کردید مطلب طنزه اصلا هم این طور نیست
داشتم فکر میکردم اگه من از بچگی هر چی که میخواستم بودم و همه کارام به موقع و سر وقت انجام میشد مثلا مشقام رو همون روز که معلمم میگفت می نوشتم
درسامو شب امتحانی نمی خوندم برا کنکور فول بودم و رو لبه تیغ مشروطیت نبودم و نیمه گمشدم کنارم بود و...

اون وقت دیگه کی سراغ خدا میرفتم؟!
پس از ته دل میگم خدایا ممنون که گدات شدیم
چند وقتیه که مهمونی هستم
میگن هیچ جا خونه خود آدم نمی شه
واقعا هم همین طوره اینجا از خونه خودمون خیلی بهتره
نمیخوام برم!
آخه صاحب خونه خیلی مهربونه
مردی از جنس رضا
آقایی که با نگاه به گنبدش
بی اختیار غم وغصه هاتو فراموش میکنی
راضی به رضای خدا میشی و زیر لب زمزمه میکنی...

السلام علیک یا امام الرئوف
بلاخره هر رفتنی برگشتنی داره
برگشتم چون خدا برگشتن رو دوست داره
برگشتم تا به خدا بگم منم برگشتن رو دوست دارم
